امروزه در دنيا تحولات بزرگي در نحوه انجام پروژه ها و طرح ها در حال وقوع است. به عنوان نمونه طبق آمار موسسه طرح و ساخت آمريكا (DBIA)
نسبت پروژه هاي طرح و ساخت درسال هاي ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰ از ۵ درصد به ۳۵ درصد و پروژه هاي اجرا شده به روش سه عاملي از ۸۲ درصد به ۵۴ درصد رسيده است.
در داخل کشور نيز روند افزايش اجراي پروژه ها با استفاده از روش هاي دوعاملي هم راستا با شرايط بين المللي بود که
با توجه به شرايط کشور و اعمال بيش از پيش تحريم ها و تلاش براي کنترل نقدينگي از تمايل به اجراي پروژه
ها با استفاده از روش هاي دو عاملي در داخل کشور تا حدودي کاسته شده است. همچنين اين موضوع اثبات
شده است كه به كار بردن تمام روش هاي انجام پروژه براي هر نوع پروژه مناسب نبوده و مي بايست متناسب
با ويژگي هاي هر پروژه و عوامل تاثيرگذار ديگر از جمله شرايط محيطي، ضوابط انجام پروژه و اهداف كارفرما،
مناسب ترين روش انجام پروژه انتخاب شود. طبق برآوردهاي انجام شده، با انتخاب روش مناسب براي انجام
پروژه، ميتوان هزينه هاي پروژه را به طور متوسط ۵ درصد و مدت اجراي آن را به ميزان قابل توجهي و در
بعضي موارد تا حدود ۳۳ درصد كاهش داد.
بنابراين انتخاب روش مناسب انجام پروژه و در چارچوب آن، عقد قرارداد مناسب به خصوص در پروژه هاي
ملي و بزرگ، يك تصميم استراتژيك بوده و از اهميت خاصي برخوردار است. در دنيا تلاش هاي زيادي براي
نيل به اين هدف انجام شده كه در اين ميان ميتوان به تهيه و ارايه مدل انتخاب روش مناسب انجام پروژه به روش (AHP)
و تهيه قراردادهاي تيپ توسط فيديك اشاره نمود. با توجه به اهميت بين المللي اسناد تهيه
شده توسط فيديك و همچنين تقاضاي روز افزون استفاده از اين اسناد بخصوص در پروژه هاي بزرگ و ملي
داخل كشور، شناخت دقيق و تناسب استفاده آنها در پروژه هاي مختلف نظير ساختماني، زير زميني، صنعتي
و .. ميباشد و ساختار قرارداد هاي مورد استفاده بايد با ضوابط جاري در کشور مورد نظر مغايرتي نداشته باشد
تا زمينه ساز اجراي پروژه ها به بهترين نحو باشد.
از اينرو در اين گزارش ضمن اشاره به انواع قراردادهاي تيپ فيديك به بررسي چند نمونه از چالش هاي پياده
سازي اين قراردادها در پروژه هاي داخلي و تاثير آنها در موفقيت پروژه، مورد بحث قرار گرفته و در ادامه امكان
استفاده از اين قراردادها در كشور بررسي و در نهايت نتيجه گيري شده است.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.