تأمين پايدار انرژي يکي از مهمترين دغدغهها در جهان امروز است. گاز طبيعي بهعنوان يک سوخت پاك، ارزان، قابلدسترس در کنار سازگاري بيشتر با محيط زيست به يک حامل اساسي در تأمين پايدار انرژي و انتخابي مناسب جهت تأمين الکتريسيته تبديل شدهاست. توسعه منابع گازسوز در مجاورت شبکههاي برق موجب گرديده که شبکه گاز طبيعي به يک بازيگر اصلي در شبکه قدرت تبديل گردد که عملکرد آن ميتواند بر روي بهرهوري، کارايي و قابليت اطمينان سيستم قدرت تأثيرگذار باشد. اين تعامل دوطرفه بين شبکههاي برق و گاز منجر به پيدايش يک زيرساخت نوين تحت عنوان شبکههاي چندحامل انرژي جهت تأمين انرژي به مشترکين شبکه شده است. دراينبين، هابهاي انرژي بهعنوان اصليترين و پايه ايترين مفاهيم شبکههاي چندحامل انرژي، ميتوانند بهعنوان نقطه اشتراکي بين شبکههاي برق و گاز به شمار آيند که با بهرهگيري از انواع تکنولوژيهاي ذخيره، تبديل و توليد انرژي، نسبت به تأمين بارهاي الکتريکي و گازي بپردازند.
پيدايش چنين تكنولوژيهايي اساسا اين سوال را به وجود ميآورد كه آيا نياز است لولههاي گاز طبيعي و خطوط انتقال و توزيع برق را تا نزديكي مشتركين انتقال دهيم؟ و آيا ميتوان با يك رويكرد غيرمتمركز و تنها با توسعه يكي از حاملها و تأمين حامل ديگر در نزديكي مشتركين، انرژي آنها را تأمين كرد؟

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.