ساختار صنعت برق يکي از پيچيدهترين و حساسترين ساختارها بوده و از توليدکنندگان، خطوط انتقال و ادوات الکتريکي تشکيل گرديده است. در شبکههای سنتی، برق تولیدی به پستهای فوقتوزیع و توزیع، انتقال مییابد و در نهايت به مصرف کنندهها میرسد. در این شبکهها هیچ داده خاصی میان شبکه و مشترک رد و بدل نمیشود و سیستم قدرت فقط یک پیشبینی از بار مصرفی کلی مشترک جهت حفظ تعادل میان تولید و مصرف انجام میدهد. از اواخر دهه 1960 با ورود کامپيوتر به اين صنعت، زمينه تغييرات وسيع فراهم گرديد. همچنين، با بکارگيري ارتباطات (بسترهاي مخابراتي) و تجهيزات الکترونيکي، اين روند تغيير ساختار صنعت برق، شتاب گرفت. توسعه جهاني و جهتدهي تحقيقات کاربردي در صنعت برق دنيا، حاکي از آن است که مديريت و کنترل در توليد برق و شبکههاي انتقال و توزيع، در آستانه يک تحول و انقلاب تکنولوژيکي بزرگ در جهت رسيدن به شبکههاي هوشمند، قرار دارد.
شبکههاي هوشمند اخيراً به عنوان يک فناوري نوين شناخته ميشود به نحوي که هر ساله ميزان قابل توجهي از بودجه کشورها را به خود اختصاص ميدهد و امروزه ميزان نفوذ اين تکنولوژي فناوري در هر جامعهاي، ارتباط مستقيم با پايداري آن جامعه در تکنولوژي محسوب گرديده است به نحوي که برخي کشورها پروژههايي با نام «شهر هوشمند» يا «شهر آينده» را با سرمايهگذاريهاي کلان به عنوان پروژههاي پايلوت نمونه در کشور خود معرفي نمودهاند. در يک محيط هوشمند بواسطه وجود زیرساختهای مخابراتی و اطلاعاتی میان مشترک و سایر حوزه¬های شبکه هوشمند، تقاضای بار مشترکین از الاستیسیته بالايي برخوردار است و معمولا مشترکان نسبت به تغییرات قیمت انرژی برق و نحوه مصرف انرژي حساس ميباشند که مزاياي کلي اين حالت شامل حال مشترک و بهرهبردار ميگردد.
در این گزارش به بررسی جایگاه مشترکان در محیط هوشمند و انتظاراتی که از دیدگاه شبکه از یک مشترک هوشمند میرود پرداخته میشود. سپس در ادامه، زیرساختهایی که برای ایجاد یک مشترک و ساختمان هوشمند لازم است بیان می گردد. در نهایت نیز به بیان مزایایی که از ایجاد ساختمانهای هوشمند نصیب مشترکان میگردد پرداخته میشود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.